
مادرش آلزایمر داشت...
بهش گفت مادر یه بیماری داری، باید بخاطر همین ببریمت آسایشگاه سالمندان...
مادر گفت : چه بیماری ای ؟
گفت : آلزایمر...
گفت : چی هست...
گفت : یعنی همه چیو فراموش میکنی...
گفت انگار خودتم همین بیماری را داری...
گفت : چطور؟
گفت : انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم،
چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی،
قامت خم کردم تا قد راست کنی..
پسررفت توی فکر...
برگشت به مادرش گفت : مادر منو ببخش...
گفت : برای چی؟
گفت : به خاطر کاری که میخواستم بکنم...
مادر گفت : من که چیزی یادم نمیاد
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) :
هر که به پدر و مادرش نیکی کندخداوند بر عمرش افزوده است.
مشکاه الانوار فی غرر الاخبار ص162
برچسب: مادر,مادرم,مادر قلب اتمی,
نویسنده: نگین شجاعی